الشيخ رسول جعفريان
60
رسائل حجابيه (فارسى)
دربارهء زندگى فخر الاسلام چنين آمده است : جناب مستطاب آقاى فخر الاسلام كه در سوابق ايام در ميان طايفهء نصارا از قسيسين عظام و از كشيشان والامقام بود ، به هدايت ملك علام ، قريب به 25 عام است در شرف اسلام در آمدهاند . شرح حال خود را در صدر كتاب انيس الاعلام فى نصرة الاسلام مسطور داشتهاند . بعد از هدايت ، مدتى در عجم به تحصيل علوم اهل اسلام اشغال ورزيده و بعد از آن به عتبات عاليات عازم ، در آنجا زحمات كشيده و تحصيل نمود تا به رتبهء اجتهاد رسيد ؛ از علماى آن حدود اجازهء اجتهاد و به طرف عجم قرار معاودت نهاد . بعد از زيارت حضرت ثامن الائمه به طهران رسيد و به امر شاه شهيد به تصنيفات مشغول گرديد . » « 1 » اطلاعات جسته گريختهاى دربارهء وى در منابع مشروطيت ديده مىشود كه حكايت از همراهى وى با مرحوم طباطبايى و نهضت مشروطه دارد . از جمله ناظم الاسلام اشاره مىكند كه محمد صادق طباطبايى - فرزند آيت الله سيد محمد طباطبائى از رهبران مشروطه - مدتى نزد وى زبان سريانى و عبرى را آموخت . « 2 » همچنين مىنويسد كه در سال 1319 ق / 1281 ش به كوشش محمد صادق طباطبايى ، جلسهاى براى ازاحهء شبهات دينيه ايجاد شد كه جمعى از جمله فخر الاسلام در روزهاى جمعه و در حضور شمارى از علما و از جمله خود سيد محمد طباطبايى در اينباره به گفتگو مىپرداختند . « 3 » به نظر مىرسد كه وى در زمرهء اصحاب خاندان طباطبايى بوده و از همينجا به مشروطه علاقمند گشته است . وى از جمله كسانى است كه در جريان تحصن در سفارت انگليس ، براى مردمى كه در آنجا متحصن شده بودند ، منبر مىرفته و نطق مىكرده است . « 4 » ناظم الاسلام مىنويسد : « فخر الاسلام در سفارت ، در چادر توتون فروشها منبر مىرود » . « 5 » وى حتى از روزنامهء تديّن به مديريت فخر الاسلام ياد كرده است . « 6 » وكيل الدوله ضمن گزارش از وضعيت متحصنين سفارت مىنويسد : باز مىگويند اينها تمام از مجلس درس سارژدافر و آواكاها است . فخر الاسلام و جديد الاسلام همهروزه در سفارت بالاى منبر مردم را موعظه مىكنند و كتب زياد قانون به خط فرانسه از بغل بيرون آورده ، اول به زبان فرانسه مىخواند ، بعد از آن ترجمه مىكند و مىگويند ، اين قانون آنها
--> ( 1 ) . تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ( صدر هاشمى ، اصفهان ، كمال ، 1363 ش ) ج 2 ، ص 114 ( 2 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ج 1 ، ص 160 ( تهران ، آگاه ، 1346 ش ) ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 161 ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 512 ( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 532 ( 6 ) . همان ، ص 651